۶۳ سال قبل از تولد شما

اعلامیه بالفور

چراغ خطر

 
اگر براى دين، براى آرمانهاى دينى، براى تحقق اهدافى كه انقلاب تعيين كرده و تعريف كرده، فداكارى نشود و تحمل سختى نشود، اين هدفها تحقق پيدا نخواهند كرد. اين سنت طبيعى است، اين سنت الهى است، اين قانون آفرينش است. سختى، تحمل سختى لازم است، تا انسان بتواند به راهها برسد. مگر مى‌شود به هدفهاى بزرگ بدون تحمل مشكلات رسيد؟ «انك كادح الا ربك كدحا فملاقيه» راه به سوى خدا هم همين است. با سختى همراه است، اما در نهايتش هم لقاء الهى هست. يك ملت اگر از حق خودش، از شرف خودش، از راه خودش، از آرمانهاى خودش، از حرف حساب خودش، دفاع سرسختانه و جانانه نكند، آن ملت در صحنه‌ى روزگار باقى نمى‌ماند، اگر هم بماند يك ملت ذليل و برده خواهد بود. اين چه جور زندگى كردن است؟ نگاه كنيد به اين ملتهاى ضعيف و مستضعفى كه امروز در سراسر جهان سوم بخصوص متأسفانه در جهان اسلام زياد هستند، البته تقصير ضعفهاى آنها در بين رهبرانشان است - چه رهبران ديني‌شان و چه رهبران سياسي‌شان – و الا ملتها هميشه دنبال رهبرانشان حركت مى‌كنند، اگر رهبر درست و حسابى پيدا كنند و اعتمادشان جلب بشود به آن رهبر ملتها فداكارى را مى‌كنند، در همه جاى تاريخ اين ثابت شده است. اين ملت و آن ملت هم ندارد، همه‌ى ملتها آن جايى كه لازم بوده است دفاع خودشان را كرده‌اند. رهبر لازم است؛ خيانت رهبران يا ضعف و ذلت‌پذيرى رهبران است كه ملتها را به ذلت مى‌كشاند. اما ببينيد كه چطور وقتى ملتى در مقابل دخالت سياسى يك قدرت بزرگ، در مقابل دخالت نظامى يك قدرت بزرگ، در مقابل زورگويى يك ملت بزرگ، در مقابل توطئه‌هاى خباثت‌آميز ظاهرالصلاح يك قدرت بزرگ، مقاومت نمى‌كند چه مى‌شود؟ خب يك نمونه‌اش فلسطين است؛ چهل سال است كه فلسطين از دست رفته است. قبل از آن سى- چهل سال از پيكر فلسطين خون مى‌چكيد. دائما فشار، دائما ذلت، دائما اهانت؛ بيايند توى خانه‌ى شما، توى شهر شما يك عده آدمهايى كه نه فرهنگشان را قبول داريد، نه دينشان را قبول داريد، نه انسانيتشان را قبول داريد، نه انسانيت نشان مى‌دهند از خودشان، زور بگويند، اخم كنند، اهانت كنند و شما را از خانه‌ى خودتان بكشند بيرون توى خيابان خودتان، توى شهر خودتان اجازه ندهند شما راه برويد، بچه‌تان بازى كند و شما كاسبى كنيد. چه ذلتى از اين بالاتر؟ امروز ملت فلسطين اينجورى است. آنهايى كه رفته‌اند آن‌جا همه كاره شده‌اند، مال اروپايند، مال آسيايند، مال كشورهاى دور دستند؛ اصلا مال يك ملت نيستند. بله همه‌شان جهودند، نژادشان نژاد جهود است، همين وجهه مشترك را دارند. صاحبان خانه را بيرون كردند. براى چى اينجور شد برادران؟ براى خاطر اين‌كه اين آزمايشى كه شما توى اين هشت سال داديد آنها ندادند. اگر ملت فلسطين در همان دورانى كه آن اعلاميه‌هاى موذيانه‌ى بالفور و ديگران و ديگران هى صادر مى‌شد و هى چراغهاى خطر نشان داده مى‌شد؛ بعد هم يكى پس از ديگرى آن خطرها تحقق پيدا مى‌كرد مى‌ايستادند، كشته مى‌دادند، نمى‌گذاشتند مى‌گفتند نمى‌گذاريم ما شما بيائيد اين جا، مگر جرأت مى‌كرد استكبار اين كار را دنبال بكند. امروزش هم همين‌طور، ضعف و ذلت بسيارى از ملتهاى عرب، بعضى هم ملتهاى اسلامى ديگر، ملتهاى آفريقايى، اين بخاطر همين است. اگر يك ملتى از خودش دفاع نكرد مى‌شود اين؛ ملت ما با فرهنگش، با دينش، با ايمانش، با سوابق روشنش، با روحيات بسيار گرانبهايى كه در اين ملت هست، با ذهنيت بالايش، مگر مى‌شد از خودش دفاع نكند؟ چى مى‌گويند آدمهاى نادان و غافل و فريب خورده‌اى كه گاهى گوشه كنار در طول اين هشت سال جنگ شنيديم كه نق مى‌زدند كه آقا ديگر بس است؟ انگارى ما شروع كرده بوديم، انگارى ما يك جايى حمله كرده بوديم مى‌گفتند بس است، دفاع مى‌كرديم. اين درس حسين‌بن‌على است. درس دفاع كردن از آرمانها و لزوم فداكاری. // بيانات در سخنرانى در قرارگاه كربلا در اهواز 02/06/1367

در سال 1916 رهبران یهودی انگلیس از جمله جیم وایزمن رئیس سازمان جهانی صهیونیسم، والتر روچیلد و ناحوم سوکولو روزنامه‌نگار لهستانی، نامه‌ای را به مجلس انگلیس ارسال کرده و در آن خواستار اجازه تشکیل دولت یهود و در اختیار داشتن سرزمینی برای یهودیان جهان شده بودند. اواخر سال 1917 مجلس انگلیس با این درخواست موافقت کرده و آرتور بالفور آن را به اطلاع روچیلد رساند. این نامه، 96 سال پیش جرقه تاسیس حکومتی جنایتکار را زد تا سا‌ل‌ها بعد، مقدمات آن شکل گرفته و رژیم صهیونیستی اسرائیل در فلسطین شکل بگیرد.

سرآغاز اشغال فلسطین، شعار "ملتی بدون سرزمین، سرزمینی بدون ملت" بود و به همین بهانه صهیونیست‌ها به مرور تمام سرزمین‌های فلسطینیان را اشغال کرده حکومت صهیونیستی را تشکیل دادند.

بریتانیا در اوایل قرن بیستم قدرت مسلط جهان بود. اعلامیه بالفور هیچ اصل و ارزش حقوقی نداشت، چون وی سرزمینی را می‌بخشید که متعلق به بریتانیا نبود و هنوز فلسطین به اشغال کامل نیروهای انگلیسی در نیامده بود. اشغال فلسطین از 7 نوامبر 1917 از غزه شروع شد و بیت‌المقدس در 9 دسامبر به اشغال در آمد. فلسطین تا آن زمان بخشی از ایالت طرابلس‌ بیروت در دولت عثمانی بود که نامه بالفور را رد کرده بود. (فارس نیوز)

در یک جمله می توان گفت که اعلامیه بالفور یکی از عجیب ترین اسناد بین المللی تاریخ است، زیرا به موجب آن یک دولت استعمارگر، سرزمینی (فلسطین) را که مالک آن نبود، به نیابت از کسانی که مالکش بودند (فلسطینیان) به کسانی بخشید که اصلاً استحقاق آن را نداشتند (صهیونیست ها)، فاجعه ای که به نحو بی سابقه ای در تاریخ به اشغال یک سرزمین و آواره شدن یک ملت منجر گردید. ( نقش اعلامیه بالفور در تولد رژیم صهیونیستی؛ مجید صفاتاج)

 
#آرتور جیمز بالفور (وزیرخارجه وقت بریتانیا)
1848 – 1930
#بارون والتر روچیلد (رهبر جامعه یهودیان انگلیس)
1868 – 1937
#حییم وایزمن(رئیس سازمان جهانی صهیونیسم و اولین رئیس جمهو رژیم صهیونیستی)