ریشه تراریخته در اسرائیل است!!!

 

ریشه تراریخته در اسرائیل است!!! 

🔸  کاریکاتور/ ریشه تراریخته در اسرائیل است!!! 
💠حضرت آیت‌الله علوی گرگانی: مسئولان متوجه باشند که این یک راه مهم استثمار است 

اسراییل و سرزمين اسلامي فلسطين نظر بدهید

 

 

 

اسراییل و سرزمين اسلامي فلسطين
اسراییل و سرزمين اسلامي فلسطين

  

سرزمين فلسطين، گذرگاه مهمي براي اتصال سه قاره اروپا، افريقا و آسياست. از اين‌رو، پيوسته در طول تاريخ، در معرض تهاجم امپراتورها و سرداران جنگي بوده است و آنها همواره براي تسلط بر شهرهاي بندري و راه‌هاي تجاري فلسطين كوشيده‌اند هر نيروي تازه‌واردي، يا به جمعيت اين سرزمين مي‌پيوست يا به دست نيروي فاتح ديگري كنار زده مي شد.
از قرن دوم هجري قمري به بعد، بيشتر ساكنان فلسطين اعرابي بودند كه زبان و فرهنگ مشترك داشتند. شهرهاي فلسطين مانند بيت‌المقدس، مراكز تمدن عربي بوده‌اند كه دانشمندان، شاعران و عالمان بسيار از آنجا برخاستند. پس از ظهور اسلام، اگرچه اجتماعات كوچكي از يهوديان و مسيحيان در اين سرزمين بر مذهب خود باقي ماندند، به تدريج، بيشتر مردم فلسطين مسلمان شدند در 1517 م . با گسترش امپراتوري عثماني، سلطان سليم پادشاه اين امپراتوري، فلسطين را به سرزمين هاي تحت تصرف امپراتوري خويش افزود و چهارصد سال بعد، ترك‌هاي عثماني بر فلسطين به عنوان بخشي از منطقه اداري ‌سوريه بزرگ حكومت مي‌كردند.
امپراتوري عثماني، از آغاز قرن هجدهم ميلادي، به تدريج دچار ضعف شد و مردم سرزمين‌هاي تحت سلطه آن مانند صربستان (يوگسلاوي)، روماني، مصر، بلغارستان و يونان، يكي پس از ديگري شورش كردند و خواهان استقلال شدند.
قدرت‌هاي استعمارگر اروپايي به ويژه انگلستان، از ضعف تدريجي عثماني استفاده كردند و افزون بر حمايت از طغيان اقوام گوناگون، از دولت عثماني امتيازاتي خواستند. بريتانيا به ويژه علاقه‌مند بود خاورميانه را صاحب شود. اين علاقه بيش از هر چيز براي يافتن بازار جديد به منظور فروش كالاهاي تجارتي بود، انگلستان توانسته بود دو قرن، تمام ثروت‌هاي آسيا، افريقا و امريكا را غارت كند و با تجارت طلا، نقره، كتان و ادويه، ثروت فراواني بيندوزد و بخشي از اين ثروت ها را در مسير ايجاد كارخانه ها و مراكز صنعتي به كار اندازد و صنعتي‌ترين كشور جهان شود. از آنجا كه با پيشرفت صنعت، كارخانه‌هاي بريتانيا هر سال بيش از سال گذشته كالا تهيه مي‌كردند، دولت‌ها، بازرگانان و كارخانه‌داران آزمند انگليسي، درصدد يافتن بازارهاي جديد براي فروش كالاهايشان بودند .
در سال 1838 م.، انگلستان، قرارداد بريتانيا ـ تركيه را بر دولت عثماني تحميل كرد. با اين قرارداد، بازرگانان انگليسي براي فروش كالاهايشان در بآزارهاي عربي آزادي كامل داشتند. البته انگلستان، هم زمان با رشد منافع اقتصادي خود در منطقه، به فكر راه‌هاي تازه براي گسترش نفوذ سياسي خود نيز بود. سياست‌مداران انگليسي در اين انديشه بودند كه با حمايت از اقليت‌هاي مذهبي، جاي پايي در فلسطين باز كنند. قدرت‌هاي ديگر اروپايي نيز با حمايت از فرقه‌هاي كوچك مسيحي، امتيازاتي گرفته بودند. براي نمونه، مسيحيان از پرداخت بسياري از ماليات‌ها معاف باشند و از محاكمه در محكمه‌هاي اولياي محلي ترك، مصون بمانند. انگلستان تصميم گرفت از بيست هزار يهودي كه در مجتمع‌هاي مذهبي در فلسطين زندگي مي‌كردند، حمايت كند. بدين منظور در سال 1840 م. در بيت‌المقدس اداره كنسولگري تشكيل داد.
حمايت از يهوديان، فقط گام نخست بود؛ زيرا سياست‌مداران اين كشور قصد داشتند با تأسيس مستعمره مهاجران يهودي. در خاك فلسطين، كنترل كامل اين سرزمين را به دست گيرند.
در سال 1840م. ، لردپالمرستون2، از اشراف‌زادگان قدرتمند انگليسي، از دولت بريتانيا خواست كمك به مهاجرت يهوديان اروپايي به فلسطين را تصويب كند. او معتقد بود كه اين طرح، در خدمت منافع بزرگ‌تر امپراتوري بريتانيا خواهد بود. در آن زمان، هندوستان ثروتمندترين مستعمره بريتانيا بود و پنبه، منبع اصلي براي صنعت نساجي انگليس به شمار مي‌رفت. بنابراين، تشكيل يك مجتمع مستقل يهودي در فلسطين، راه تجاري استراتژيك ميان هند و انگليس را براي منافع انگلستان امن‌تر مي‌شود.
در سال 1875 انگليسي‌ها كنترل كانال سوئز را – كه تازه ساخته شده بود ـ به دست گرفتند. پس از آن، تجار انگليسي مي‌توانستند در نصف زمان گذشته، فاصله اروپا تا هند را با كشتي طي كنند .
لرد شافتسبري، در 1876 با صراحت، نيت‌هاي استعمارگرانه بريتانيا را اين‌گونه فاش كرد:
به زودي، فلسطين و سوريه بسيار مهم خواهند شد . اين كشورها فاقد سرمايه و جمعيت هستند. يهوديان مي توانند چنين كمبودهايي را تأمين كنند. آيا انگلستان، منافع ويژه‌اي در توسعه چنين تجديد ساختمان و بازسازي ندارد؟ اگر يكي از رقباي انگليس، جاي پايي در سوريه به دست آورد ضربه بزرگي بر انگلستان خواهد بود. امپراتوري انگليس كه از كانادا تا كلكته و استراليا امتداد دارد، به دو قطعه تقسيم مي‌شود . انگلستان بايد سوريه را براي خود حفظ كند . پس از آن، نقش حمايت از اسكان يهوديان در فلسطين به انگلستان تعلق خواهد داشت.
مراحل تكون وتحول تاريخي صهيونيسم
صهيونيسم (Zionism)، نام يك جنبش ناسيوناليستي يهودي است كه هدف آن، ايجاد يك دولت خودمختار يهودي در فلسطين بود. صهيونيسم، صورت دنيوي و ملت‌پرستانه‌اي از يهوديت است كه پس از پيدايش موج جديد يهودستيزي، در اواخر قرن 19 پديد آمد. اين جنبش، نام خود را از كوه صهيون در اورشليم گرفته است كه به ظاهر آرامگاه داوود نبي عليه السلام در آن قرار دارد. واژه صهيون، به تدريج نماد و سنبل سرزمين مقدس شد. بنابر نظر صهيونيست‌ها، يهوديان خارج از اين سرزمين، در تبعيد زندگي مي‌كنند و زندگي كامل، فقط در آنجا ممكن است .

فلسطين كه در عبري آن را ارض اسراييل مي‌خوانند، به عقيده يهوديان، همان ارض موعودي است كه خداوند به بني‌اسراييل وعده داده است. يهوديان پس از ويراني بيت المقدس (اورشليم )در سال 70 م. به دست روميان، از فلسطين رانده شدند و از آن پس، به طور پراكنده در ميان ملت‌هاي ديگر به صورت اقليتي منزوي زندگي مي كردند و البته گاه اذيت و آزار مي‌شدند، ولي با توجه به پراكندگي و تشتت، وحدت ديني و فرهنگي خود را حفظ كردند. بسياري از يهوديان همواره ارزوي بازگشت به فلسطين يا دست‌يابي به ارض موعود را در سر‌داشته‌اند. احساس تعلق به ارض موعود، همواره الهام‌بخش يهوديان در طول تاريخ بود. بنابر متون مذهبي آنان، سرزمين مقدس فقط در سايه رهبري پيامبري از بني اسراييل و با يك حكومت ديني به دست خواهد آمد. برخي از مسيحيان به بازگشت به سرزمين مقدس نيز فكر مي‌كردند، ولي اين فكر هيچ‌گاه به طور جدي پيگيري نشد. در قرن نوزده، جريان‌هاي يهودي‌ستيزي در اروپا شدت گرفت و صهيونيسم در واكنش به اين جريان‌ها به وجود آمد.
بنيان‌گذار جنبش صهيونيسم، روزنامه‌نگاري اتريشي به نام تئودور هرتزل (1860-1904) است . هرتزل با نوشتن كتاب دولت يهود، نظريه خود را ـ مبتني بر لزوم ايجاد يك دولت ملي يهودي در فلسطين ـ به جامعه يهوديان عرضه كرد. هرتزل، صهيونيسم را از يك واژه مذهبي به يك استراتژي بلندمدت سياسي تبديل كرد و با طرح لزوم ايجاد دولت ملي يهود در فلسطين، عقيده ديرينه و سنتي يهوديان را (مبني بر انتظار ظهور يك پيامبر منجي و ايجاد دولت الهي در ارض موعود) زير پا گذاشت؛ زيرا او خواستار دولتي سكولار در فلسطين بود. وي معتقد بود با وجود فشارهاي خارجي، يهوديان مجبورند ايجاد يك دولت ملي در فلسطين را بپذيرند و زندگي ارامي را در آنجا سپري كنند.
نخستين كنگره صهيونيست‌ها در بازل سوئيس، در سال 1897 تشكيل شد. در آنجا صهيونيست‌ها هدف خود را مبني بر ايجاد يك دولت ملي در فلسطين به طور رسمي اعلام كردند. مركز صهيونيست‌ها و مقر هرتزل، در وين بود و تا سال 1901م. هر ساله و از آن پس هر دو سال يك بار، اجلاس كنگره جهاني صهيونيسم تشكيل مي‌شد.
صهيونيست ها در اين زمان در ميان يهوديان، در اقليت بودند و فقط بخشي از يهوديان اروپاي شرقي و مركزي از آنها حمايت مي‌كردند. در مقابل، صهيونيسم در جامعه يهوديان اروپا جايگاهي داشت كه نتيجه جنبش روشنفكري يهودي Haskala، بود. سران اين جنبش كه در قرن 17 و 18م. شكل گرفته بود، مي‌كوشيدند يهوديان را كه به طور سنتي از جامعه و فرهنگ اروپايي منزوي بودند، با فرهنگ و تمدن غربي آشنا و زمينه ادغام آنان را در فرهنگ و جامعه اروپايي فراهم كنند. ازاين‌رو، اين جريان، در مسائل غير فردي، آموزش‌هاي غير ديني و فرهنگ سكولار را در ميان يهوديان ترويج مي‌كرد. هدف اين گروه به طور كلي، ايجاد يك فرهنگ گسترده يهودي با تأكيد بر فرهنگ مدرن و ويژگي‌هاي فرهنگي يهوديت بود. هرتزل اگر چه اقدام يهوديان را در جامعه اروپايي مطلوب مي‌دانست، ولي معتقد بود با توجه به احساسات ضديهودي موجود در اروپا، امكان تحقق آن وجود ندارد. صهيونيست‌ها با وجود شمار اندك، از سازماندهي قوي وحمايت مالي گسترده‌اي برخوردار بودند. روزنامه‌هاي آنان به بسياري از زبان‌هاي جهاني منتشر مي‌شد. تبليغات گسترده و زيركانه، از شگردهاي صهيونيست‌ها و از عوامل اصلي موفقيت آنها به شمار مي‌رود.